پاسخگویی به بیماران

 

  کلینیک دکتر کهن زاد /بیمارستان پارس/بلوار کشاورز/ تهران / ایران
  021-82199192

 

 

Lyrics

 AND THE WAR GOES ON

Last night I had a nightmare. Millions were running screaming and shouting.
And right there over my head was a cloud of a mushroom;‎ in a deep dark sky. And I weeped and cried.
I was in a sea of blood .and the guns were laud .and the bones were dust. And people losing their faces، leaving their children، horrified and scared. And the war went on…
I saw crumbling mountains، vanishing forests and darkening blue skies.
I drowned in a see of blood hopelessness around me there was just pain and fire.
Right now I have this nightmare that the war goes on… and the war goes on…

و جنگ همچنان باقی است...

موسیقی و کلام:شهریار کهن زاد

کابوسی داشتم دیشب.هزاران هزار می دویدند. فریاد کشان وپر هیاهو
در دل آسمانی تیره و تار، ابری به هیبت قارچ درست در بالای سرم بود و من زاریدم و گریستم.
در دریایی از خون غوطه ور بودم. توپها می غریدند و استخوان ها خاک بودند.
مردمان تهی از خویش فرزندان را رها می کردند. دهشت زده و ترسان.
و جنگ همچنان باقی بود...
من فروپاشی کوه ها محو جنگل ها و تیرگی آسمان آبی را دیدم.
در دریایی از خون تهی از امید در میان آتش و درد غرق شدم و جنگ همچنان باقی بود...
...اینک کابوسی دارم که جنگ همچنان باقی است و جنگ همچنان باقی ا ست...


 ‎

^TOP^


CHILDREN OF UNIVERSE


Words and Music: Shahryar Cohanzad

Hey you soldier، you turned the blue sky to red. Hey you soldier، you brought the living hearts to death.
Hey you soldier ،how many lives do you take? how many times do you kill?
The flower instead of the bullet is what we need my friend. The love instead of the hate may lead us to Heaven.
You tell me soldier، where ‎ the peaceful waters flow? You tell me soldier، where love bearing hearts grow?
You tell me soldier، do you really know ? do you really care?
My waiting heart is seeing a new tomorrow;‎ Where you're standing right beside me.
dr‎opp your gun and hold the love in your fist. Cause we're the CHILDREN OF UNIVERSE.
 ‎

بچه های جهان

موسیقی و کلام: شهریار کهن زاد
ای سرباز آسمان آبی ر ا گلگون کر ده ای!
ای سرباز بسی جان ها به نیستی کشانیده ای!
ای سرباز چند بار کشته ای؟چند جان گرفته ای؟
گل به جای گلوله این چیزی است که بدان نیاز داریم.عشق به جای تنفر ما را به بهشت رهنمون خواهد شد.
به من بگو سرباز رودهای صلح کجا روانند؟
به من بگو سرباز قلب های آکنده از مهر کجایند؟
به من بگو سرباز آیا می دانی؟ آیا برایت مهم است؟
گل به جای گلوله این چیزی است که بدان نیاز داریم.عشق به جای تنفر روزگار درخشان و روشنی ر ا به ارمغان خواهد آورد.
قلب امید وارم فردای نویی را می بیند که تو در کنارم ایستاده ای.سلاحت را بر زمین نه ومهر را در مشتت بگیر.که ما همه بچه های جهان هستیم.

 ‎

^TOP^


EYEWITHNESS TO WAR


Words and Music: Shahryar Cohanzad

I'm an eyewitness to war.
I've been watching people fall.
In the trenches of my heart،
I've been grieving so hard.
I've been wandering so long.
For the piece of peace to find.
In the dark side of the war،
I've been watching a shining star.
The worst thing about the war،
is you're glad someone else's down.
You pray to live to see your friend has crumbled down.
The worst is "to kill to live".
No matter "who، when or where".
A shelter behind a man، is the trench you have.
I'm an eyewitness to war...

شاهد عینی جنگ

موسیقی و کلام : شهریار کهن زاد
من شاهد عینی جنگم.
من نظاره گر سقوط انسان ها بوده ام.
در سنگرهای قلبم آلام فراوان کشیده ام.
در پی اندکی صلح دیرزمانی است که سرگردانم.
در سوی ظلمانی جنگ ستاره ای درخشان دیده ام.
کریه ترین جنبه جنگ شادی تو در زوال دیگری است .
دعا می کنی که بمانی تا مرگ دوستت را ببینی.
کریه این که فارغ از کی کی و یا کجا می کشی تا زنده بمانی.
گاه پناهی د رپس یک انسان تنها سنگری است که داری.
من شاهد عینی جنگم...

 ‎

^TOP^


THE HERO OF MY HEART
 

Words and Music: Shahryar Cohanzad

You are the hero of my heart .you are the hero of my soul.
You came to bring me joy and love. You came to end the hate and fight.
You are the love. And you are he light;‎ sparkling in the darkness of the war.

The hero of my heart is the one who brings us love.
The hero of my soul is the one who stops the wars.
The hero of my heart is the one who brings us the abundance.
The hero of my soul is the one who kills the aches and the persecutions.
The hero of my heart is the one who brings the joy and happiness to all.

Shine to make me warm. And shine to kill the cold. Bring your love down to earth for all Human-kind
 ‎

سالار قلب من

موسیقی و کلام: شهریار کهن زاد
تو سالار قلب منی. تو سالار روح منی.
تو آمدی تا شعف و عشق را ارمغانم کنی.تو آمدی تا نزاع و تنفر را زایل سازی.
تو خود عشقی تو خود نوری که بر ظلمت جنگ تابیده ای

سالار قلب من کسی است که عشق را ارمغانمان خواهد ساخت.سالار روح من اوست که جنگ ها را زایل خواهد ساخت.
سالار قلب من کسی است که فراوانی برایمان خواهد آورد.سالار روح من اوست که درد و محنت ها را زایل خواهد ساخت.
سالار قلب من کسی است که شادی و شعف را ارمغان همگان خواهد ساخت.

بر من بتاب و گرمایم بخش. بر من بتاب و سردی را زایل ساز.
مهرت را بر زمین به نوع بشر ارزانی دار...

 ‎

^TOP^


 I SAID, YOU SAID
 

Words and Music: Shahryar Cohanzad

I said I'm grieving you said to an end your grief comes
I said be my moonlight you said if forth comes
I said I will close my eyes you said I will find the way
I said، you said
I said I'm the sinner for your so much beauty you said it would guide you to the path you've been searching for
I said where's your graciousness you said to none speak of this
I said ،you said
I said I need your faith you said this seldom comes I said I lost my pleasure you said it would come back again
 ‎

^TOP^


 BOMBING OF INNOCENCE


Words: Shahryar Cohanzad

My heart's burning like a fire، my soul is spinning like a wheel.
How can I say what I feel deep inside my heart.
Straining my ears to hear a sound ،I'm just hearing a hoarsed help cry.
There's small kid digging under-ground.
Oh stop the bombing on innocence;‎ It's really a harm to a helpless child.
Poverty is the only crime of this poor people under massacre.
On a journey to the sky، for the glimpse of paradise ،I'm just kneeling
begging for goodwill and peace there.
So many hearts are pounding there;‎ So many hopes are rising there for the last bomb falling down in there.
Oh stop the slaughter of innocence;‎ It's really a crime on destitution Poverty is the only crime of this poor people under massacre.
Oh stop the bombing on innocence;‎ It's really a shame on human-being.
Oh stop the slaughter of innocence;‎ It's really a raid on deprivation.
 ‎

^TOP^

 


 

 NEW DESIGN


Words: Shahryar Cohanzad

Come scatter flower fill the cup with the wine
Let us pull down the heavens n' plan a new design
If sorrow's army shed the blood of the lovers
Saki and I would rend its evil roots malign
To the rosewater add some purple wine and refill it
The censor of the breeze with the fragrant sweet
Write some music "Minstrel" with your holly instrument
We will be singing dancing with our all stamping feet
Some boost of wisdom other people gossip much
Let the high judge resolve all such complaints
Come with us to tavern if you are seeking Eden
We will be casting you there into our tidal race.
 ‎

^TOP^


 DONT LEAVE ME


Words: Shahryar Cohanzad

Don't leave me in darkness you're my true heart-easer
No lover gave you up you exhausted his patience
Wish you never hurt yourself for your utmost beauty
You tell me to give up It's why you never saw my lover's eye- fullness
You're blamed by your peers since you crossed your line too far
 ‎

^TOP^


 HEY NIGHT


Words: Shahryar Cohanzad

Hey night leave my place hey light watch my trace
I'm frustrated by the dark oh God protect my soul
Hey dawn tell my love I'm the shield against the knives
I'm sacrificed for your love please regard me for a while
Since you show me no remark I'm so scared of your lust
I' so feared of your touch I have to go and run away
If my heart lacks your love there will be nothing to live for
Shine my life as it goes to the end of the time yes to the end of the time




 ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ^TOP^ ‎ ‎


 همکلاس 

کلام و آهنگ: شهریار کهن زاد

بیا از پنجره ذهن کودکی ها رو ببینیم روزای خوب قدیمو توی آیینه ببینیم
وقتی تابستون گرمو به خزون برگا بردیم با سقوط برگای زرد نبض پاییزو شمردیم
اول مهر روز درس بود روز آشتی من و تو روز تابیدن آفتاب رو تفاهم من و تو
کیف دستی توی دستت دوستای خوبت کنارت اسب چوبی تو خیالت بوی گل ها تو مشامت
شوق اول درسو گفتن دستامونو بالا می برد اشتیاق با تو بودن جمعه هارو خالی می کرد
روز شنبه زنگ اول وقت دیدار من و تو درس دوستی بهترین درسای کلاس ما بود
وقتی سرمای زمستون زیر ناخن های من بود جیبای گرم رفیقم بهترین پناه من بود
با گذشت این همه سال رد پامون روی برفاست خش خش برف زیر پامون همنشین صحبت ماست
بودنت رو همکلاسی حالا که نیستی شناختم جای خالی ترو من تو روزام همیشه دارم
یاد اون روزای رفته هنوزم با من عجینه لحظه های خنده و مهر ترو یاد من می آره
حالا که مسخ توهم کذب وتزویر و ریاییم توی ذهن بسته ما یاد روزها مونده باقی
دست محتاج بزرگا رو به دنیای گذشتست رو به دنیای قشنگ کودکی های گذشتست


 ‎^TOP^ ‎



 بهترین گل زمین


کلام و آهنگ: شهریار کهن زاد

توی گرمای تابستون یا تو سرمای زمستون دختر خوب و عزیزم همیشه به یادت هستم
وقتی چشمامو می بندم خودمو پیشت می بینم دستای کوچیکتو تو دستای خودم می گیرم
توی حرم داغ رفتن توی لحظه رسیدن تو اقامت غریبم یاد تو صیقل راهم
نمی خوام قطره اشکی روی گونه هات ببینم توی سیمای قشنگت نمی خوام غمی ببینم
دختر ‎ خوب و عزیزم خیلی زود باز بر می گردم یه بغل تر انه و عشق با خودم برات می آرم
یه بغل ترانه و شعر با خودم بر ات می آرم دختر خوب و عزیزم خیلی زود باز بر می گردم
بوی مو های قشنگت تو فضای داغ اینجاست توی آواز پرنده نفس گرم تو پیداست
من تحمل شداید تو ملایم و لطیفی من عبور تند یک درد تو دوای خواب تسکین
به خدا قسم به مویت به دل پرآرزویت توی این دیار غربت همیشه به یادت هستم
هر کجا که بی تو رفتم هر کجا که بی تو هستم توی این گوشه عزلت من فقط به یادت هستم
تو لطیف و نازنینی بهترین گل زمینی تو درندشت و بیابون واسه من عزیزترینی
تو لطیف و نازنینی بهترین گل زمینی نازنین دختر خوبم خیلی زود باز بر می گردم

^TOP^


 ساز خوبم

کلام و آهنگ: شهریار کهن زاد

وقتی تنهام و پریشون وقتی هیچ کسو ندارم وقتی دوستام همه رفتن منو با خودم گذاشتن
وقتی هر ثانیه روز لحظه های بی فروغه وقتی شب تموم نمی شه سایه سنگینی داره
با تو ای دوست عزیزم بی توقع گرم و ساده لحظه های بی کسی مو پر آوازت می سازم
 ‎تو سکوت تلخ شبهام تا تویی غمی ندارم با تو من دوستای خوبی واسه خودم می سازم
وقتی که تمام احساسمو رو سیمات می ریزم لحظه هام پر می شه از گل رنگا روشنی می گیرن
اشتیاق ترو داشتن ساز خوبم گفتنی نیست واسه گفتن این حرف این ترانه ساختنی نیست
وقتی در پایان یک روز رخت خستگی ها بر تن توی لحظه های تردید توی کوچه های بن بست
کوله بار خستگیمو با تو من زمین می ذارم واسه یه روز تازه خودمو قوی می بینم
خیلی وقته ترو دارم واسه من همیشگی باش توی استمرار هر روز واسه من جدیدترین باش

 ‎

 


 ‎

 HARVEST TIME OF LOVE

 

Words and Music: Shahryar Cohanzad
 

I find a black and white picture in the pocket of a dying soldier.
He's squeezing my hand staring in my eyes whispering in my ears. They're my parents.
I see two smiling faces with gray hair and wrinkled faces extending their prayers، hopes and wishful thinking to their son on his journey.
They'll never know he's dying right in my arms. I'm holding their blood stained picture in my hand.
Bring these soldiers back home. Its harvest time of love. Let them live and work on these farms of love.
It's been a year of persecution، disagreements n' contradictions. I've been closing the open wound of these soldiers so desperately.
Don't tell me otherwise. There must be other ways other than these harsh، nasty، gross، crass faces of war.
Why are people so afraid to love? Why don't they conquer the fronts with love?
Bring these soldiers back home. Its harvest time of love. Let them live and work on these farms of love.

 

We can trade tanks for tractors. We may exchange guns for pencils. Beauty rests in differences. Can't you see? Don't you agree?
Look straight into my eyes. Break my waiting heart. Name this absurd hope، dreamy thoughts n' wishful pray so constantly!
I'm also full of doubt. But keep on trying، keep on waiting، keep on seeing a bright horizon.
We just need a fresh bold reason to live. We must be where the heart is. We need warmth in our cold heart to feel. We must let the sun keep on shining.
Bring these soldiers back home. Its harvest time of love. Let them live and work on these farms of love.

 ‎

 


فصل برداشت عشق

کلام و آهنگ: شهریار کهن زاد

 

 

در جیب سرباز در حال مرگی عکسی سیاه و سفید می یابم .
دستم را می فشارد . در چشمم خیره می شود . در گوشم نجوا می کند که اینان مادر و پدر من اند .
دو چهره متبسم با موهای سپید و صورت های چروکیده را می بینم که دعا ، امید و آرزوهای محالی را بدرقه اش کرده اند .
هرگز نخواهند فهمید که او در آغوشم در حال مرگ است . و من تصویر خون الود آن ها را در دست گرفته ام .
سربازان را به خانه برگردانید . فصل برداشت عشق است . به آن ها مجال زندگی و کار بر مزارع عشق دهید .
 ‎برایم سالی درد آور و پر تزاحم و تناقض بوده است . مستاصل و نا امید زخم های باز ناشی از گلوله سربازان را می بسته ام .
نگو که خطا می کنم . باید راهی باشد . راهی غیر از این چهره زمخت ، خشن ، نا هنجار و کریه جنگ.
چرا انسان ها بدین میزان از عشق می هراسند ؟ چرا جبهه های نبرد را با مهر نمی گشایند .
سربازان را به خانه برگردانید . فصل برداشت عشق است . به آن ها مجال زندگی و کار بر مزارع عشق دهید .

می توانیم تانک ها را با تراکتور ها عوض کنیم . باید تفنگ ها با قلم عوض شوند . زیبایی در تفاوت است . آیا نمی بینی ؟ آیا باور نداری ؟
در چشمانم خیره شو . قلب امید وارم را بشکن . مصرانه آنچه می گویم را امیدهای پوچ و افکار خیالی ‎ یا آرزو های محال بنام .
من هم پر از تردیدم . با این وجود همچنان تلاش می کنم . امید می ورزم . در انتظارم و افقی روشن را می نگرم .
به منطقی استوار و سرزنده محتاجیم . باید جایی باشیم که قلب ها حضور دارند .
در قلب های سردمان به گرمایی برای حس کردن نیاز داریم . باید به خورشید مجال تابیدن دهیم .
سربازان را به خانه برگردانید . فصل برداشت عشق است . به آن ها مجال زندگی و کار بر مزارع عشق دهید .
 ‎

 

 

Medical-Surgical Career Artistic Career Sport Career Live in concert
 
Home | Medical-Surgical Career | Artistic Career | Sport Career | Patient's System

 

Copyright Shahryarcohanzad.com , All rights reserved, Best view in 1024x768 resolution and Ie6 or higher .

Please send your comments to Shahryar@shahryarcohanzad.com